ملت بیمار

ژان ژاک روسو متفکر مشهور سوییسی در کتاب قرار داد اجتماعی می نویسد که :

 

افلاطون حاضر نشد برای مردم آرکادی و سیرن  قانون بنویسد. زیرا بیش‌تر آن‌ها متمول بودند و به مساوات تن در نمی‌دادند. مردم جزیره کرت با وجود داشتن قوانین خوب، بد بودند، برای این که واضع این قوانین یعنی مینوس خواسته بود ملتی پر از خیانت و فساد را تحت انتظام درآورد. چه بسیار مللی که در دنیا سلطنت نموده‌اند ولی به قوانین خوب تن در نداده‌اند.

بزرگ ترین دشمن انسان بعد از شیطان

مارتین لوتر، حقوقدان, کشیش متجدد و مترجم انجیل به زبان آلمانی و یک اصلاح‌طلب مذهبی بود. او یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌ها در تاریخ آیین مسیحیت و از پیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانی به‌شمار می‌رود. مارتین لوتر در اواخر عمر به‌شدت یهود ستیز شد و در نوشته‌های خود توصیه کرد که خانه‌های یهودیان نابود شده، کنیسه های آنان سوزانده شده، اموال آنان ضبط شده و آزادیشان سلب گردد. این نوشته‌ها باعث شده‌است که امروزه او شخصیت بسیار بحث‌برانگیزی باشد. او در رابطه با بزرگترین دشمن انسان بعد از شیطان می نویسد که :

انسان، تشنه پاداش

گی کورنو روان‌ درمانگر، روان‌شناس، سخن‌ور و نویسنده معروف کاناداییست او در رابطه با انسان و علاقه اش نسبت به پاداش و قدردانی مینویسد که :

 

یک لحظه وضعیت کودکی را در نظر بگیرید که کاری برای پدر و مادرش انجام داده است، او با این اقدام انتظار پاداش دارد. می‌دانیم پاداش واقعی هدیه‌ی مادی نیست، بلکه قدردانی والدین از کودک است. در بزرگسالی از آنجا که دیگر والدین حضور ندارند که با خیرخواهی خود پاداش ما را بدهند و دیگران هم بی اعتنا هستند، خود را با مواد مخدر و اشیا و انواع مسکن‌ها دلداری می‌دهیم. فراموش می‌کنیم که جوهر یک پاداش، اساسا در توجهی است که دریافت می‌شود.

 

محافظه کاری ترس

ارس اسوندسن فیلسوف نروژی و استاد دپارتمان فلسفه در دانشگاه برگن در رابطه با جهان محتاط و خطرات آن می نویسد که  : 

 

در جهانی محتاط، آینده بیشتر در سیطره‌ی خطرها قرار می‌گیرد تا در سیطره امکان‌ها. تهدیدهای آینده، علت تغییرات فعلی می شوند. در چنین جهانی ما با «غایتی» زندگی می‌کنیم که دائما به سمت فاجعه سوق داده می‌شود. اگر تهدیدی برطرف می‌شود، همیشه بی‌شمار تهدید تازه جایش را می‌گیرند. حد و حدود ممکنِ نبرد با همه این خطرها مرزی نمی‌شناسد. علی‌الاصول، ترس خودش به خودش دوام می‌بخشد.

تفکر

برتراند راسل می‌گوید :

آدمیان از هیچ چیز روی زمین به اندازه‌ی تفکر نمی‌ترسند. بیشتر از نابودی، حتی بیشتر از مرگ. تفکر، ویرانگر و طغیانگر است. مهیب و هولناک است. تفکر نسبت به تعصبات، نهادهای جا افتاده و عادت‌های آسایش‌بخش، بیرحم است. تفکر به قعرِ جهنم سرک می‌کشد و نمی‌هراسد. تفکر، عظیم، چابک و آزاد است. نور جهان است و شکوه بشر!

اطلاعات دروغین

 ژان بودریار جامعه‌شناس، فیلسوف، عکاس و نظریه‌پرداز پسامدرنیته و پسا ساختارگراییست. او در رابطه با نقش اطلاعات رسانه ها و آثار مخرب آن می نویسد که:

 

اکنون اسطوره‌های عصر رسانه‌ها دیگر دانشمندان و یا فاتحان نیستند، بلکه «خوانندگان» و «بازیگران سینما» و «فعالین مد» هستند که به طرزی افسار گسیخته مصرف می‌کنند، اسراف می‌کنند و غالباً تصاویر ایشان در حال خرید دیوانه‌وار در «استورها» و مال‌های  مدرن و پست‌مدرن به بیننده منتقل می‌شود و در ذهن ماها هم همین تصویر از ایشان نقش بسته است.

مهمترین ویژگی عشق

اروین دیوید یالوم روانپزشک هستی گرا و نویسنده آمریکایی در رابطه با مهمترین ویژگی عشق می نویسد که :

 

اگر عشق تنها یک ویژگی حقیقی داشته باشد، این است که هرگز نمی‌ماند. ناپایداری، بخشی از ماهیت شیدایی عشق است. ولی در شتاب بخشیدن به این مرگ احتیاط کنید. در جدال با عشق هم مانند مبارزه با یک اعتقاد مذهبی نیرومند، شما پیروز میدان نخواهید بود . صبور باشید، بگذارید این بیمار باشد که نامعقول بودن احساساتش یا وارستگی از شیفتگی به معشوق را کشف کند و به زبان آورد.

 

فیلسوفان خرمگس‌اند

سقراط در رساله دفاعیه، خود را «خرمگس» نامیده است. او خطاب به آتنیان می‌گوید: شما مردم مانند اسب تنبلی هستید که احتیاج دارید برای این که راه بیفتید گاهی خرمگسی به شما نیش بزند و من همچون آن خرمگسی بوده‌ام که نیشکی می‌زده‌ام و شما را به اندیشیدن وا می‌داشته‌ام و اکنون اگر مرا بکشید، دیگری را مثل من نخواهید یافت.

جهل و فقر، راز قدرت قدرتمندان

برناردو ماندویل پزشک، اقتصاد دان و فیلسوف معروف هلندی در آغاز قرن هیجدهم چنین می‌گفت :

 

آن جا که مالکیت به قدر کافی مورد حمایت است زندگی بی‌پول آسان‌تر از زندگی بی‌فقیر است، زیرا اگر فقرا نبودند چه کسی به انجام کارها می‌پرداخت؟ درست است که باید کارگران را از گرسنگی حفظ نمود ولی نباید به آنان چیزی داد که پس‌انداز‌ پذیر باشد. نفع کشورهای غنی در آن است که قسمت اعظم فقرا هرگز بیکار نمانند و در عین حال آن چه به دست می‌آورند دایماً خرج کنند. آنها که زندگی خویش را با کار روزانه تأمین می‌کنند برای خدمتگذاری جز نیازمندی‌های خویش محرک دیگری ندارند.

صحنه مرگ سقراط

جام را به لب برد و بی‌آن‌که خم به ابرو آورد زهر را نوشید. بسیاری از ما تا آن دم اشک خود را نگاه داشته بودیم. ولی چون سقراط زهر را نوشید، عنان طاقت از دست ما به در رفت. اشک من چنان سرازیر شد که ناچار شدم روی خود را بپوشانم و بگذارم فرو ریزد. ولی برای او نمی‌گریستم، به حال خود گریان بودم که چنان دوستی را از دست می‌دهم.

ریشه خرافات

فرانسیس بیکن فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده انگلیسی در رابطه با خرافات و دلایل آن عقیده دارد که : 

 

اگر ذهن انسانی مطلبی را باور کرد ، خواه به علت آنکه مردم آن را باور کرده و پذیرفته‌اند و خواه به علت آنکه از ایمان به آن خوشی و لذتی حاصل می گردد ، می‌خواهد از هر چیز دیگری برای تایید و اثبات آن استفاده کند. و اگر ادله‌ی قوی و براهین متعدد بر خلاف آن وجود داشته باشد یا مورد توجه قرار نمی‌دهد یا ارزشی برای آن قائل نمی‌گردد، یا با تمسک به یک فرق جزئی می‌خواهد آن ادله را نفی کند و به دور اندازد.

افسردگی روزهای تعطیل از دید فرانکل

ویکتور فرانکل عصب شناس و روانپزشک مشهور اتریشی در رابطه با نقش دین و قرار دادهای اجتماعی در زندگی انسان و همچنین دلیل افسردگی انسانها در روزهای تعطیل می نویسد که :

 

هرچه تأثیر دین و یا قراردادهای اجتماعی کاهش یابد، انسان مسئول‌تر و تنهاتر می‌شود.حالا دیگر غریزه‌ای به او نمی‌گوید که چه باید کرد، و سنتی نمی‌گوید که چگونه باید رفتار کرد و گاه حتی نمی‌داند که در آرزوی انجام چه کاری است. در عوض یا در آرزوی انجام کاری است که دیگران می‌کنند، که موجب پیروی و همرنگی با جماعت می‌گردد و یا کاری را می‌کند که دیگران از او می‌خواهند و مطالبه می‌کنند. که این نیز خود تن سپردن به دیکتاتوری و تبعیت مطلق است.

شفافیت، جانشین رازها

ژان پل سارتر فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد فرانسوی بود که پس از نوشتن کتاب هستی و نیستی به شهرت رسید. او معتقد به آزادی بنیادی انسان بود و باور داشت که انسان محکوم است به آزادی. او در کتاب اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر در رابطه با مخفی کردن افکار و رازها می نویسد که : 

دلایل ارتکاب سرقت علمی چیست

دلایل ارتکاب سرقت علمی چیست

 

هر یک از ما می‌توانیم دلایلی را حدس بزنیم. پژوهش‌های علمی متعددی نیز در این زمینه صورت گرفته است و هریک از عوامل مختلفی یاد کرده‌اند. فشار کاری، ارتقاء مدرک و مدرک‌گرایی، عدم تسلط بر زبان انگلیسی، پیشرفت فناوری، اینترنت و ... از جمله عواملی هستند که در اکثر پژوهش‌ها به آن‌ها اشاره شده است.

انواع سرقت

سرقت علمی از جمله تخلفات شایع مربوط به حوزهٔ نگارش است و می‌توان آن را از مصادیق تقلب یا فریبکاری در پژوهش به شمار آورد. مبحث سرقت علمی دامنهٔ گسترده‌ای را شامل می‌شود و تخلفات بسیاری را می‌توان از جمله مصادیق آن به حساب آورد

عدالت زاده ذهن انسان

آریستوکلس ملقب به افلاطون دوّمین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه‌گانه یونانی (سقراط، افلاطون و ارسطو) می باشد و نخستین فیلسوفیست که آثار مکتوب از او به جا مانده و همچنین بسیاری او را بزرگ‍ترین فیلسوف تاریخ می‌دانند. او در کتاب جمهور در رابطه با عدالت و دلیل طغیان انسان ها می نویسد که :

 

اینان می گویند که خدایان هستی واقعی و طبیعی نیستند بلکه زادگان هنر و قراردادند. به همین علت هر قومی در پرستش آنها شیوه ای دیگر دارد بسته به اینکه افراد قوم در هنگام وضع قوانین چه توافقی در این باره کرده باشند. نیکی و زیبایی طبیعی نیز غیر از آن نیکی و زیبایی است که قوانین درباره اش سخن می گویند.

نقش موسیقی در طبیعت انسان

ویلیام جیمز دورانت فیلسوف، تاریخ نگار و نویسندهٔ آمریکایی بود که در سال ۱۹۱۳ وارد دانشگاه کلمبیا شد و زیرنظر مورگن و کالکینس در زیست‌شناسی و زیر نظر وودبریج و دیوئی در فلسفه آموزش دید. در سال ۱۹۱۷ دکترایش را گرفت و یک سال به تدریس فلسفه در آن دانشگاه مشغول شد اما او با موفقیت کتاب تاریخ فلسفه، کار تدریس را رها کرد و در سال ۱۹۲۷ متقاعد شد که تا تمام عمر خودش را وقف نوشتن تاریخ تمدن کند. او در رابطه با نقش موسیقی در طبیعت انسان می نویسد که :

 

شک بر اساس فلسفه دکارت

 دکتر روح الله عالمی در مقاله ای تحت عنوان می اندیشم پس هستم در رابطه با فلسفه دکارت می نویسد که : دکارت در ابتدا برای دستیابی به معرفت یقینی، از خود پرسید: آیا اصل بنیادینی وجود دارد تا بتوانیم تمام دانش و فلسفه را بر آن بنا کنیم و نتوان در آن شک کرد؟ راهی که برای این مقصود به نظر دکارت می‌رسید، این بود که به همه چیزشک کند. او می‌خواست همه چیز را از اول شروع کند و به همین خاطر لازم می‌دانست که در همه دانسته‌های خود (اعم از محسوسات و معقولات و شنیده‌ها) تجدید نظر نماید.

نامه داریوش هخامنشی به هراکلیتوس

روایت هست که داریوش هخامنشی به فیلسوف بزرگ،هراکلیتوس نامه ای نگاشت تا او را به دربار خویش دعوت کند :

درودِ داریوش، فرزندِ ویشتاسپ، بر هراکلیتوس، حکیمِ افه‌سوس باد! تو رساله‌ای به‌نامِ در باب طبیعت به رشتهٔ تحریر درآورده‌ای که درک و تفسیرِ آن دشوار است. به‌نظر می‌رسد در بعضی قسمت‌ها، اگر به‌صورت کلمه‌به‌کلمه تفسیر شود، حاویِ تأملی ژرف در کل جهان و آنچه در آن روی می‌دهد است، که متکی بر نیرویی عمیقاً الهی است؛ اما در بسیاری قسمت‌ها حکم به‌صورتِ تعلیق درآمده است

رنج های نوشتن

دو سن پی‌یر می گوید که خطاب به روسو گفتم که چرا دیگر نمی نویسی  ؟ گفت که ای کاش هرگز نمی‌نوشتم! دوران نویسندگی روزگار همۀ بدبختیهای من بود. فونتل  چه خوب این را پیشگویی کرده بود. وی چون رسالات تحقیقی مرا دید گفت: "عاقبتِ کار شما را معاینه می‌بینم، اما سخنان مرا به یاد داشته باشید. من خود در زمرۀ کسانی هستم که از حسن شهرت و آوازۀ خود بیش از همه بهره‌مند گشته‌اند.

« 1 2 3 4 ... 5 83 » صفحه:
هدیه مالی تیم متفکران نوین مالی در شبکه اجتماعی