دریافت خبرنامه و دعوت نامه
بازگشت به پورتال مرکزی

علت قضاوت کردن درباره دیگران چیست و چگونه قضاوت نکنیم؟

علت قضاوت کردن درباره دیگران چیست و چگونه قضاوت نکنیم؟

اگر لازم است قضاوت کنی ، درباره چیزی قضاوت کن که در مسئولیت تو است. وقتی که خارج از مسئولیت خود قضاوت می کنی اگر درست بگویی، کار تو دخالت و زیاده روی است و اگر اشتباه کنی، بار نتایج این نظر اشتباه هم به آن اضافه می شود.

قضاوت و پیش داوری؛ حکمت

قضاوت و پیش داوری؛ حکمت

در پارایبا، در کنار پدرا دو اینگا، با مردی بی سواد آشنا شدم که هیچ فرهنگی فراتر از سنت‌های شفاهی نداشت. 

 

 پیشداوری و قضاوت؛ دلش نمی خواهد نادیده قضاوت کند

پیشداوری و قضاوت؛ دلش نمی خواهد نادیده قضاوت کند

سرگردان در بندر سیدنی است و به پل میان دو بخش شهر می نگرد. در این حین یک استرالیایی به طرفش می آید و از او می خواهد یک آگهی روزنامه را برایش بخواند.

 

پیشداوری و قضاوت؛ ماجرای مرد و جک ماشین

پیشداوری و قضاوت؛ ماجرای مرد و جک ماشین

مردی در یک مرسدس بنز لوکس رانندگی می کند. ناگهان لاستیکش می ترکد. می خواهد لاستیکش را عوض کند٬ اما متوجه می شود که جک ندارد.

 

قضاوت و پیشداوری؛ گورخر

قضاوت و پیشداوری؛ گورخر

از گورخره پرسیدم

« توسفیدی و راه راه سیاه داری،

یا اینکه سیاهی و راه راه سفید داری؟ »

 

 

پیشداوری و قضاوت؛ حکایتی از کلیله و دمنه

پیشداوری و قضاوت؛ حکایتی از کلیله و دمنه

دو کبوتر بودند در گوشه مزرعه ای با خوشحالی زندگی می کردند. در فصل بهار، وقتی که باران زیاد می بارید، کبوتر ماده به همسرش گفت: " این لانه خیلی مرطوب است. اینجا دیگر جای خوبی برای زندگی کردن نیست."  کبوتر جواب داد: 

پیشداوری و قضاوت؛ هدیه فارغ التحصیلی

پیشداوری و قضاوت؛ هدیه فارغ التحصیلی

مرد جوانی، از دانشکده فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. 

پیشداوری و قضاوت؛ اولین نگاه

پیشداوری و قضاوت؛ اولین نگاه

مرد مسنی به همراه پسر22 ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

پیشداوری و قضاوت؛ پنجره

پیشداوری و قضاوت؛ پنجره

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه اش درحال آویزان کردن رخت های شسته است و گفت:

پیشداوری و قضاوت؛ بالاترین نقطه تمدن

پیشداوری و قضاوت؛ بالاترین نقطه تمدن

یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره اش مشخص است، اروپایی است غذایش را می گیرد و سر میز می نشیند. سپس یادش می افتد کارد و چنگال بر نداشته، بلند می شود تا آن ها را بیاورد.

هدیه مالی تیم متفکران نوین مالی در شبکه اجتماعی
Web Analytics